تبليغاتX
love story

love story

سمبل فروهر

فروهر(فره وشی) چیست؟

در مطلبی که در تاپیک توهین به مسافران ایرانی در دوبی نوشته بودم، اشاره کوتاهی

کرده بودم به سمبل فَرَوَهَر (faravahar) و استفاده زیاد آن توسط جوانان ایرانی در

دوره حاضر و عدم اطلاع عده ای از آنان از معنی و مفهوم آن.بنابر این بر آن شدم که

مطلبی تهیه کنم درباره معنی مفهوم و سمبلهای بکار رفته در فروهر.

فروهر= فره + وهر(ورتی)

جلو،پیش + برنده، کشنده =پیش برنده

شاید بتوان گفت از نظر زندگی، فروهر با ارزشترین جزء وجود انسان است چون این

جزء ذره ایست از هستی بی پایان اهورا مزدا که هنگام زایش برای راهنمایی روان و

رهبری آن به صورت کمال در وجود یک انسان جایگزین شده و پس از مرگ هم با همان

پاکی و درستی به اصل خود(اهورا مزدا )میپیوندد.

شکل فروهر:

تصویر پیرمرد بالداری نمایانگر شکل فروهر است و در حال حاضر به عنوان نشانواره

دین زرتشت بکار میرود.اما این شکل سابقه ای چندین هزار ساله داشته ، و نظایر

آن در کتیبه اقوام گوناگون وجود دارد.ولی شکلی دقیقا به ضورت موجود،

در کتیبه های هخامنشی بالای سر پادشاهان دیده میشود.

محققان و خاورشناسان بسیاری در مورد این شکل به تحقیق پرداختند و نظرهای

گوناگونی نسبت به آن ابراز داشتند.در ابتدای تحقیق عده ای از پژوهشگران آنرا

تصویری از اهورا مزدا خواندند.ولی چون به عقیده زرتشتیان اهورامزدا بی تن و پیکر

(اَیوی تن وُ ) است و هیچگاه یک زرتشتی برای اهورامزدا شکلی قایل نیست، این

نظر مورد مخالفت پارسیان هندوستان قرار گرفت.آنرا رد کردند و آنرا به عنوان سمبل

فروهر معرفی نمودند و از قسمتهای مختلف آن برای شناساندن فروهر کمک گرفتند.

اولین کسی که این طرح را نماد فروهر دانست شخصی بود به اسم "رستم جی کاما".

این شخص با استفاده از یک تصویر باستانی ، وظیفه یکی از مهمترین اجزای وجود

انسان را مد نظر قرار داد.

شرح اجزای مختلف سمبل فروهر :

این شکل از 6 قسمت به وجود آمده که بر طبق شماره آنها را توضیح میدهم:

1- سر:

كه به شكل پیر سالخورده‌ و جهاندیده و گرم و سردروزگار چشیده كه در حلقه یا

چنبره زمان تجربه آموخته و با بدی‌ها و ناپاكی‌ها بستیزند و مراحل ترقی و كمال

را با متانت و صبر وشكیبایی طی کنند. نگاره فروهر از سر تا به کمر به صورت

پیرمردی جهان دیده با کمال و تجربه و دانایی است تردیدی نیست که نورانیت

انسانها به خاطر نزول نور ایزدی بر دل آنهاست و هر که این نور را همراه داشته

باشد انسان کامل است پیر موجود در نگاره فروهر تمثیل و نماد انسان کامل است

2- دستها:

دستهای به سمت بالاست به خاطر آنکه همیشه به اهورامزدا توجه داشته باشیم.

در نگرش زرتشتی خداوند دارای جای خاصی نیست اما از انجا که فمر بشر

همواره نیروهای برتر از خود را در طبقه ی بالاتر می انگارد، از اینرو شکل، اهورا مزدا

را در بالا نشان میدهد.حلقه ای که در دست فروهر است نشاندهنده احترام به

عهد و پیمان است.در بین دختران و پسران ایرانی پیمان زناشویی با دادن

حلقه ای انجام میشده که همانند شکل فروهر در دست چپ قرار میگرفته.

این رسم هم اکنون هم پابرجاست.

3- بال ها:

بال های فروهر باز است .چون با دیدن بالهای باز ذهن انسان متوجه پرواز و پیشرفت شده،

و از این حکایت دارد که انسان همواره باید به سمت پیشرفت و بلندی و

سرافرازی حرکت کند.هر بال از 3 بخش تشکیل شده که نشاندهنده سه پند زرتشت،

اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک است و از مشاهده این سه بخش متوجه

میشویم که پیشرفت و ترقی باید از راه درست یعنی اندیشه، گفتار و کردار نیک

اتفاق بیفتد تا انسان را به سوی سربلندی و سرافرازی هدایت کند.

4- دایره میان شکل:

منظور از مشخص کردن این دایره در میان فروهر نشان دادن روزگار بی پایان است.

و نشاندهنده بازگشت کردار انسان به وی میباشد .

5- دامن:

دامن فروهر از 3 بخش به وجود آمده که نماینده اندیشه بد، گفتار بد و کردار

بد است.از مشاهده این سه قسمت در می یابیم که همواره باید اندیشه و گفتار

و کردار بد را به زمین انداخته، پست و زبون سازیم.همانگونه که دامن در زیر قرار دارد.

6- دو رشته آویخته:

این دو رشته نماینده سپنتا مینو(خوی خوبی) و اَنگره مینو (خوی بدی) است

که همیشه ممکن است در اندیشه هرفرد ظاهر شوند.

این شکل در برخی اساطیر به شاهین یا علامت سلطنت تعبیر شده و در برخی جاها به

سمبل فر ایزدی یعنی نیرویی که سبب برتری و حمایت از شهریار میشود و به همین سبب

در بالای سر شاهان هخامنشی دیده میشد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/15ساعت 0:28  توسط rana&mostafa  | 

همینطوری!

سلام خیلی وقته که نیومدم نمی دونم دیگه حوصله ی این کارا رو ندارم کارم شده فقط برای دیدن نمره اینترنت اومدن امروز داشتم نظرها رو میخوندم که به نظر یه کارگردان برخورد کردم رفتم وبلاگش رو دیدم وقتی شعرهاش رو دیدم یاد دوران دبیرستان افتادم که تو مسابقه ی شعر رتبه اورده بودم و از موج نو اومده بودن از من و بچه های دیگه فیلم برداری میکردن چی فکر میکردیم چی شد همیشه دوست داشتم دانشگاه هنر تهران نقاشی بخونم میخواستم گالری تو تهران و توکشورهای دیگه برپا کنم  خدایی ادم از سرنوشت خودش خبر نداره  این عکسی رو هم که تو اپ قبل دیدین داشتم دنبال جزوه میگشتم که این و دیدم حس همدردی  دوست داشتن ما ادما خیلی تغییر کردیم دیگه حس همدردی تو ما نیست اما اینا هنوز تغییر نکردن هنوز دل سنگ و بی رحم نشدن !

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/06/02ساعت 14:18  توسط rana&mostafa  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04ساعت 21:1  توسط rana&mostafa  | 

عاقبت چت – طنز

 

شدم با چت اسیر و مبتلایش  / شبا پیغام می دادم از برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم  / تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد  / ز دست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله ز موهای کمندش  / کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست  / ز صورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من  / اسیرش گشته بیمارش شدم من
ز بس هرشب به او چت می نمودم  / به او من کم کم عادت می نمودم
در او دیدم تمام آرزوهام  / که باشد همسر و امید فردام
برای دیدنش بی تاب بودم  / زفکرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم که وقت آن رسیده  / که بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم که قصدم دیدن توست  / زمان دیدن و بوییدن توست
ز رویارویی ام او طفره می رفت  / هراسان بود او از دیدنم سخت
خلاصه راضی اش کردم به اجبار  / گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه، وقت و روز موعود  / زدم از خانه بیرون اندکی زود
چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت  / توگویی اژدهایی بر من آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا  / بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا  / کمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من  / بشد صد خاک عالم بر سر من
ز ترس و وحشتم از هوش رفتم  / از آن ماتم کده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم، دیدم که او نیست  / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
به خود لعنت فرستادم که دیگر  / نیابم با چت از بهر خود همسر
بگفتم سرگذشتم را به «جاوید»  / به شعر آورد او هم آنچه بشنید
که تا گیرند از آن درس عبرت  / سرانجامی ندارد قصّه ی چت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/04/17ساعت 2:8  توسط rana&mostafa  | 

ــــــــــــــــــــــــ( زيباترين)ـــــــــــــــــــــــــ

 

که هستم؟... چه هستم؟...  اسيری دلشکسته

زهستی گريزان غريبی زار و خسته

ربودی به يغما دلم را تو ای رنگ هستی

گناهی نکردم که از من تو پيمان گسستی

دل عاشق غمی داره

و غمش عالمی داره

چه کند بی قراره؟!

ای سرو روان ای آرام جان

نگار دلستان دمی با من بمان

ميفزا غمم را فغان از دل فغان

آه ای نازنين ای زيباترين

منم زارو حزين زعشقت اين چنين

مرنجان دلم را سرشکم را ببين

غم هجرت روز وشب بر جان زند تازيانه

آتش عشقت کشد از تار و پودم زبانه

من بی تو ای نگارم       چون شب شام تارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ(زنده ياد م.آزاد)ــــــــــــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/02/14ساعت 11:58  توسط rana&mostafa  | 

تیک و تیک ساعت

سلام  چند روز پیش اهنگ تیک و تیک ساعت رو تو فیلم دو خواهر شنیدم امروز از صبح در به در دنبالش میگشتم که الان پیداش کردم اگه دوس داشتین دانلودش کنین براتون هم متن و هم لینکش رو میگذارم خدایی هم چشام از کاسه هم پدرم در اومد تا پیداش کنم ولی می ارزه 

 


تیک و تیک
یه نگاه تب دار مونده توی ذهنم 
عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم
چشمای قشنگت همش رو به رومه
اگه باشی با من همه چی تمومه
تیک و تیک ساعت رو دیوار خونه
می گه وقت عاشق شدنه دیونه
دل بزن به دریا اینقدر نگو فردا
آخه خیلی دیره دیر برسی می ره
تیک و تیک ساعت رو دیوار خونه
می گه وقت عاشق شدنه دیونه
دل بزن به دریا اینقدر نگو فردا
آخه خیلی دیره دیر برسی می ره

تو عزیز جونی بگو که می تونی


واسه دل تنها تا ابد بمونی


آره تو همونی ماه آسمونی


واسه تن خستم تو یه سایبونی


تو عزیز جونی نگو نمی تونی


 یه نگاه تب دار مونده توی ذهنم


عاشق شدم انگار آروم آروم کم کم


چشمای قشنگت همش رو به رومه


اگه باشی با من همه چی تمومه

تیک و تیک ساعت ملودی گیتار

دو تا شمع روشن دوتا چشم بیدار

سر یه دو راهی یه دل گرفتار

بیقرار عشق و وسوسه ی دیدار


 

http://dc180.4shared.com/download/170062150/90a71e13/Babak_Jahanbakhsh_-_Tik_o_Tik.mp3?tsid=20100501-104127-57f9fedc

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/11ساعت 19:29  توسط rana&mostafa  | 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/09ساعت 0:58  توسط rana&mostafa  | 

یک برگ از خاطره

 

سلام بر دوستان گرامی خودم امروز 6 اردیبهشت سال 1389 است  یه چند روزی امتحان میان ترم داشتم البته دو تا از استادها امتحان گرفتن که من پاک پاک رفتم سر جلسه! از لحاظ درسی می گم  روزهایی که فردا ش امتحان داشتم  من میرفتم درسه نمی اومد که درس بخونم !!! البته یه چیزایی بلد بودم  !

دیروز که داشتم بر می گشتم چند تا از بچه های مخابرات بودند  انقدر شوخی کردند که اصلا" متوجه نشدیم کی زمان گذشت  تو راه همه دنگاشون رو گذاشتن وسط و یکی رفت واسه همه بستنی گرفت  خلاصه جاتون خالی تا شب که رسیدیم خونه  بهمون خوش گذشت چقدر خبر دست اول بهم رسید داغ داغ !!! دوران دانشجویی بهترین دوران عمر انسانه هم درس میخونی و یه مدرک بدست میاری هم جوونیت رو میکنی  امیدوارم همه دانشجو بشن و اونایی که هستن موفق بشن و خاطرات خوبی از این دوران براشون باقی بمونه این گلهای تو دانشگاه دانشگاه پر گل یه روز براتون  عکس میگیرم و میذارم وارد دانشگاه که میشی عطر گلها مستت میکنه

http://www.Free-Picture-Host.com/images/zU1JNz1272268548.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/06ساعت 12:28  توسط rana&mostafa  | 

عنوان نداره!

سلام

یه ماه شد اپ نکردم؟

بیخیال بگذریم خوبین خوشین سلامتین ؟

نمیدونم چی بنویسم اگه بخوام خاطرات زندگی خودم رو بنویسم زیاد میشه  راستی سال نوتون مبارک

 

 دیروز نشستم برا دوستم این و کشیدم کنارش هم یه عالمه سخنرانی کردم ولی بهش ندادم

ترسیدم خوشش نیادولی فردا بهش میدم

 

 http://www.free-picture-host.com/images/gkUtuX1272098713.jpg

 

http://www.Free-Picture-Host.com/images/pnupTW1272099267.jpg

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/04ساعت 12:43  توسط rana&mostafa  | 

هم خاطره هم درد و دل!

امروز 5 شنبه 27 اسفند است 2 روز دیگه عید است چه زود گذشت امسال برای من که زود گذشت شاید به خاطر کنکورم و دانشگاه و ... بوده نمیدونم ولی سال خیلی خوبی بود من و با ادمهای خوبی اشنا کرد به طالع و قسمت و این چیزها اعتقاد دارین؟ من اعتقاد دارم البته به اینم اعتقاد دارم که ادم خودش قسمت خودشه یعنی تو این قسمت خود ادم هم  دست داره خود ادم سرنوشت خودش رو تعیین میکنه بگذریم 4 شنبه سوری چطور بود ؟ خوش گذشت برا ما که اولش خوش گذ شت بعد کوفتمون شد اولش چوب اوردن و سوزوندن و اهنگ گذاشتن پسرها رقصیدن و دخترها دست زدند  وسطاش چند تا مامور با موتور اومدند وقتی دیدند که پسرها دارن میرقصن و از کپسولی و ...  خبری نیست  چیزی نگفتند و رفتند چند دقیقه بعد اطلاعاتی ها و ارتشی ها با موتور ریختند تو کوچه تعداد موتور ها 20 تا میشد و هر کدوم دو تا بگیم سرنشین! داشت  بله اقا بدین ترتیب اتیشمون رو خاموش کردند  و جشن چهارشنبه سوریمون رو تعطیل حداقل جای شکرش باقیه که کسی طعم خوش باتوم رو نچشید اخه پارسال همه رو زدند ! الان با این نوشته ی من میگید حقتون بوده دختر پسر ریختین تو کوچه نه به والله همه خانواده بودیم همه اهل کوچه  از اینم بگذریم چند  روز پیش   داشتم به این فکر میکردم که چقدر مردم دارن بی دین و ایمون میشن حالا به خودتون نگیرید اما کارهایی که الان میخوام بگم رو شمام انجام میدین شمام جزو اونها هستین!

نمیدونم از کجاش شروع کنم ولی یهویی میپرم وسط مطلب میخوام از دختر خانوم هایی بگم که تا با یکی رفیق میشن  بیش از حد رفیق میشن فکر میکنن طرف شوهرشونه البته این حرفها در مورد اقایون هم هست ولی بیاین منطقی نیگا کنیم بی تعارف میگم میشناسم کسایی که یه شب موندن پیش رفقاشون !پارتی و رقصیدن جلوی ادم نامحرم که خیلی عادی شده  بیخیال این حرفها .میخوام حتی از گوسفندی که برای قربونی کردن میخری حرف بزنم توجه کردین وزن گوسفند چقدر تغییر میکنه  تو مسیری که میخوای بیاری خونه قربونی کنی ! یعنی این که شکم گوسفند رو از اب و علوفه پر میکنند و میفروشند اما این پولی که از این راه بدست میاد حلاله؟!

چند روز پیش  خانومی بهم گفت دخترم تو مسیحی هستی که صلیب میندازی؟ بهش گفتم نه  گفت پس چرا صلیب میندازی گفتم چون بهش معتقدم به مسیح پسر مریم اعتقاد دارم این و گفتم که بدونید  من نه حاج خانوم بازی در اوردم نه ملا بازی من اعتقاد به دین انسانیت دارم  بیایم یه ذره مثله آمنه ای که تازه مسلمون شده بود باشیم (فیلم کتاب قانون)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/12/27ساعت 16:54  توسط rana&mostafa  |